HUAWEI ؛تبدیل یک تجارت فناوری چینی به یک برند جهانی


شرکت هوآوی در شنژن چین

HUAWEI :

هنگامی که اشاره به نام  Huaweiمی کنید بیشتر افراد این مارک را با جدیدترین محصولات فن آوری با کیفیت مرتبط می کنند.در واقع ،نام تجاری Huawei سال 1986 تاسیس و تا کنون را زیادی را طی کرده است.در یک تاریخچه ی کوتاه سی ساله که بخواهیم درمورد  Huaweiبنویسیم ،Huawei امروز یک قهرمان جهانی است که با امثال اپل و سامسونگ رقابت می کند . این سوال مطرح می شود که: راز موفقیت سریع برند Huawei چیست؟ این مقاله به دنبال پرده برداری از برخی از عوامل اصلی موفقیتهای Huawei است.

تاریخچه برند Huawei:

تکنولوژی Huawei در سال 1987 در شنژن چین به عنوان یک عامل فروش روستایی برای مشاغل شبکه تلفن و کابل مستقر در هنگ کنگ تأسیس شد.در سال 1996 تا1998 ،با انفجار جمعیت شهری ، ابتدا Huaweiدر مناطق شهری چین گسترش یافت.

شرکت مشاوره مدیریت جهانی مک کینزی این شرکت پیش بینی می کند که جمعیت شهری چین تا سال 2030 به بیش از یک میلیارد نفر برسد و 221 شهر با بیش از یک میلیون نفر جمعیت تا سال 2025 در مقایسه با 35کشور اروپایی به وجود خواهد آمد.

شهرهای گسترده به شبکه های ارتباطی پیچیده نیاز دارند و هواوی با گسترش و سرویس دهی به این نیاز ، با سرعت حیرت انگیزی رو به رشد بوده است.امروزه؛محصولات و امکانات Huawei در بیش از 170 کشور جهان مستقر شده است. وبه بیش از یک سوم از جمعیت جهانی خدمات ارائه می کند.

هواوی سومین تولیدکننده روتر جهانی است. سوئیچ ها و سایر تجهیزات ارتباطی از طریق گسترش بازاربعد از Alcatel-Lucent ,  Cisco  سهم بسزایی دارد،و این برند اخیراً در مسابقه گوشی هوشمند فوق العاده رقابتی شرکت کرده است.

برای بسیاری از ناظران،به نظر می رسد بسیاری از obsHuawei از هیچ جایی بیرون نیامده اند تا به یکی از مهمترین برندهای برتر فناوری در جهان تبدیل شوند.

در اصل یک شرکت تجاری به تجارت (B2B) ، بزرگترین سود آن خارج از چشم مردم بوده است. مشتریان عمده شامل اپراتورهای تلفنی و اینترنتی هستند،که از تخصص Huawei برای ارائه خدمات به مشتریان تحت نام تجاری خود استفاده می کنند ، نه با نام تجاری هواوی.

این شهر همچنین به دلیل خاستگاه چینی ، از شهرت جهانی برخوردار نبود و با حدود یک پنجم جمعیت جهان در مرزهای چین خود ،Huawei قادر به رشد و در عین حال که نسبتاً منزوی مانده است ، رشد کرد.

Huawei، سه گروه تجاری مجزا:

تجارت اصلی Huawei را می توان در سه گروه تجاری توزیع کرد، گروه اول ، گروه تجاری شبکه حامل شبکه های بی سیم را ارائه می دهد. شبکه های ثابت؛خدمات جهانی،نرم افزار حامل،شبکه های اصلی و راه حل های انرژی شبکه که تقریباً توسط همه حامل های ارتباطی اصلی در سراسر جهان مستقر شده اند.به مدت 7سال درآواخر 2012 ، نرخ رشد مرکب سالانه بخش خدمات مدیریت شده Huawei سالانه از 70 درصد فراتر رفته و هوآوی را به عنوان سریعترین رشد ارائه دهنده خدمات مدیریت شده در سطح جهان تبدیل کرده است.

گروه تجاری دوم؛گروه بازرگانی سازمانی ست که یک مکمل عالی است. هنگامی که اطلاعات از طریق “pipes” ارسال و دریافت می شوند؛این داده ها باید تجزیه و تحلیل شوند ،ترجمه ذخیره و سیو شوند. که توسط مرکز داده ها و محصولات ذخیره سازی Huawei انجام می گیرد.

گروه سوم ، گروه تجارت مشتری است؛که هدایت فشارآوردن شرکت به بخش های گوشی های شخصی و تلفن های هوشمند است. Huawei این را “استراتژی pipe” می نامد.با تمرکز روی ذخیره سازی و پردازش اطلاعات،حمل و نقل و توزیع اطلاعات و ارائه و ایجاد اطلاعات.

از آپریل 2017،این برند برنامه خود را برای ایجاد یک واحد تجاری مجزا از ابر به عنوان بخشی از برنامه های خود برای سرمایه گذاری 1 میلیارد دلار برای گسترش تجارت ابری خود اعلام کرده است.

اریک زو(Eric Xu) ؛مدیرعامل چرخش Huawei گفته است که این برند به طور مستقل و با همکاری با اپراتورها در برخی از کشورها ، به سیستم عامل جدید ابر عمومی خود پوشش داده است،مانند Deutsche Telekom در آلمان.

فعالیت شخصی گوشی Huawei به طور پیوسته تخصص خود را از یک مؤلفه ارزان قیمت و ارائه دهنده مونتاژ تا سازندگان برتر جهانی تلفن همراه ایجاد کرده است. اگرچه تا سال 2008 هیچ مزایای برندسازی دریافت نکرد ، اما در بازار جهانی تجهیزات تلفن همراه رتبه 3 را کسب کرد.

اکنون این شرکت با موفقیت ,نقش خود را به عنوان یک تولید کننده اصلی طراحی(ODM) ریخته و شروع به تولید و برند سازی دستگاه های هوشمند خود کرده است. حرکت به سمت زنجیره ارزش از تولید کننده قطعات به سازنده تلفن های هوشمند مارک تجاری ، بخش عمده ای از استراتژی رشد فعلی و آینده هواوی است.

Huawei Consumer Business Group در سال 2017 به سومین تولیدکننده بزرگ تلفن های هوشمند تبدیل شد و 10 درصد از کل بازار جهانی را به دست آورد.

فلسفه برند Huawei:

چشم انداز Huaweiغنی سازی زندگی از طریق برقراری ارتباط است. تعداد بیشتری از افراد با تقاضای بیشتر سرعت ، قابلیت استفاده و یک تجربه امن و شخصی در سراسر جهان با دستگاه های سریع تر در حال اتصال هستند . مشاغل خواسته های خاص خود را دارند و از فناوری برای مدیریت تدارکات ، عملیات و انواع داده های مصرف کننده استفاده می کنند. انتظار می رود که تا سال 2020 ،نه فقط ارتباطات تعاملات بین مردم ، اشیا و محیط زیست بیش از 50 میلیارد مورد نیاز برای اتصال از GPS ، قطب نما ، دوربین و میکروفون داشته باشد . برای مقابله با این سیلهای دیجیتال ، Huaweiمتعهد شده لوله های گسترده تر ، هوشمندتر و با مصرف انرژی بیشتر تهیه کند.

همکاری نزدیک با مشتریان و مشتری محوری بزرگترین تمایز Huawei است. این مرکز 15 موسسه تحقیقاتی و مرکزی و 36 مرکز نوآوری مشترک ایجاد کرده است که مستقیماً با شرکتهای مخابراتی پیشرو در سراسر جهان کار می کنند تا فناوریهای سفارشی را برای نیازهای منحصر به فرد هر شرکت حامل ایجاد کنند و برتری رقابتی خود را برای مشتریان ایجاد کنند.

در سال 2016 ، Huawei در رتبه 46 ،چهلمین شرکت ابتکاری در سطح جهانی توسط گروه مشاوره بوستون قرار گرفت. این کشور از نظر درخواست های ثبت اختراع جهانی ثبت اختراع از سال 2015 تا 2016 ، دو سال متوالی رتبه اول را کسب کرده است.

Huawei با 180،000 کارمند ، بیش از 80،000 کارمند تحقیق و توسعه (شامل 45٪ از نیروی کار خود) در آلمان ، سوئد ، انگلیس ، ایالات متحده ، فرانسه ، ایتالیا ، بلژیک ، فنلاند ، ایرلند ، روسیه ، هند و چین دارد.

Huawei می فهمد که مارک های قدرتمند باعث ایجاد نوآوری می شوند و این در فعالیت های جهانی آن منعکس است. هزینه های تحقیق و توسعه کلی هواوی در سال 2016 بالغ بر 14.6 درصد درآمد سالانه بود. این تعهد یک جانبه به نوآوری با فلسفه “ممکن است از یک روزنه کوچک” نشان داده شود. همانطور که آب می تواند صفحات فولادی را از طریق یک دهانه کوچک بسیار تحت فشار قرار دهد ، Huawei معتقد است که اگر منابع آن به یک هدف کاملاً مشخص از غنی سازی زندگی از طریق ارتباطات متعهد بماند ، می تواند به طور مداوم بهبود یابد.

Huawei پس از تلاش موفقیت آمیز در زمینه تجارت تلفن های هوشمند ، فلسفه موقعیت محصولات خود را به عنوان راه حل های پیشرفته از نظر فناوری پیشرفته دنبال کرده است. هدف آن این است که راه حل خود را با ارائه پلتفرم تولید و فروش پیشرفته ترین تلفن ها ، به بزرگترین ارائه دهندگان ارتباطات از راه دور جهان پیوند دهد.

انتقال از یک ODM غیر قابل مشاهده به یک تولید کننده قابل مشاهده از مارک ها یک سفر چالش برانگیز برای Huawei برای مدیریت و برتری در آن است. این به تلاش های اختصاصی تیم رهبری برای باز کردن پتانسیل جهانی نیاز دارد.

استراتژی برند: رهبری جهانی را برای Huawei ایجاد کنید

Huawei برای اینکه اولین انتخاب و بهترین شریک شرکت های مخابراتی باشد ، نه تنها باید بر سطح فناوری فعلی تسلط داشته باشد ، بلکه نیازهای مشتری در آینده را نیز پیش بینی کند. شروع فن آوری فعلی و تنظیم استانداردهای صنعت از استراتژی های اساسی Huawei است.

تقریباً 200 شبکه نسل چهارم در 75 کشور امروز به صورت تجاری فعالیت می کنند که 200 شبکه دیگر هنوز در مرحله برنامه ریزی هستند. در همین حال ، تیم های تحقیق و توسعه هواوی چندین سال است که در حال توسعه شبکه های نسل پنجم (G5) هستند و انتظار دارند تا سال 2020 شبکه های 5G تجاری را معرفی کنند. آینده نگری Huawei با رسیدن زمان مناسب ، آن را به اولین متحرک در فناوری 5G تبدیل خواهد کرد. کن هو مدیرعامل چرخشی Huawei پیشنهاد کرد 5G تا 100 برابر سریعتر از 4G خواهد بود.

در سال 2014 ، Huawei اولین شبکه تلفن 5G جهان را در جزیره من راه اندازی کرد.

Huawei با تبدیل شدن به یک رهبر بین المللی در استانداردهای مختلف صنعتی ، از رشد خود بهره بیشتری می برد.

Huawei به عنوان پیشرو در استاندارد سازی فضای ابری و ذخیره سازی ، بیش از 20 سمت اصلی را در سازمان های استاندارد بین المللی دارد. از طریق این پلت فرم رهبری ، Huawei می تواند آینده سیاست فناوری اطلاعات را شکل دهد و به آن کمک کند تا از رقبا جلوتر باشد.

Huawei گام های بلندی در راستای همسویی با رهبری داخلی و سلسله مراتب خود برای پاسخگویی در یک صنعت پر سرعت برداشته است. اگرچه زنجیره ای از فرماندهی که باعث ایجاد یکنواختی و کیفیت کنترل می شود برای برند سازی حیاتی است ، اما می تواند برای نوآوری مضر باشد.

اتخاذ تصمیمات غیرمتمرکز بیشتر مهم است و Huaweiتعویض اختیار تصمیم گیری را به نقش مشتری مدار و دفاتر میدانی آغاز کرده است و جریان ایده را تشویق می کند.

خطرناکترین و بالقوه درخشانترین استراتژی رهبری ، سیستم چرخشی مدیرعامل Huaweiاست که در آن گروه کوچکی از مدیران به نوبت وظایف مدیرعامل را انجام می دهند. در مقایسه با یک مدیر عامل منفرد که انتظار می رود چندین استراتژی را با بصیرت عمیق مدیریت کند ، اعتقاد بر این است که گروهی از مدیران عامل چرخشی و مجری از کارآیی بیشتری برخوردار هستند زیرا آنها وقت بیشتری برای آمادگی برای دوره بعدی خود به عنوان مدیر عامل شرکت دارند. این روش تضمین می کند که گستردگی تخصص بیشتری در بالاترین مناصب رهبری در طول زمان وجود دارد.

مهارت فنی ، همراه با سبک مدیریت ارشد منحصر به فرد ، به شرکت اجازه می دهد تا با تفکر تازه ای نسبت به استراتژی برند خود عمل کند. در سال 2014 ، این شرکت موضوع بازاریابی و مارک تجاری خود را با عنوان “ساختن یک جهان با اتصال بهتر” راه اندازی کرد ، که چشم انداز و موقعیت آینده خود را نشان می دهد. Huawei با راه اندازی رویدادهای پر زرق و برق برای ایجاد آگاهی تا حدودی اپل را دنبال می کند ، اما همچنین در روابط عمومی و تحمیل گری سرمایه گذاری چشمگیری می کند.

تلاش های بازاریابی این شرکت با استراتژی موقعیت یابی محصولات (به ویژه تلفن های هوشمند) به عنوان تجسم برتری مرتبط است. کمپین “Excellence with Edge” برای گوشی های هوشمند P7 آن در سال 2014 ، چشم اندازها یا روند گراها را به تصویر می کشد. در سال 2015 ، برای برجسته کردن تلاش و کوشش کارکنان این شرکت ، مدیر عامل چرخشیHuawei ، رن ژنگفی ، عکسی از پای بالرین را انتخاب کرد ، یکی کفش بالرین ابریشمی را برای اجرا پوشانده بود ، در تضاد با دیگری که یک پا برهنه خونین و پانسمان را نشان می دهد – با عنوان “سفر سخت است

و شادی آور. “در سال 2017 ، کمپین تبلیغات تجاری شرکت های مختلف ،چرخشی متفاوت به خود گرفت زیرا از تصویری از یک پرتوی فانوس دریایی که در تاریکی زیر آسمان شب استرالیا فرو می رفت استفاده کرد – چراغ استعاره نوری که رهبران جهان برای منعکس کردن قصد خود بیان کردند چراغ راهنما برای دیگران باشد.

Huawei به طور مداوم از فن آوری در موقعیت یابی محصولات خود استفاده می کند. این شرکت در استفاده از کلمات و عباراتی که محصولات آن را “بهترین” یا “سریعترین” توصیف می کند دریغ نمی کند. استراتژی اساسی ایجاد یک پیشنهاد، ارزش بسیار بالا متصل به محصولات آن است. استراتژی برند با یک کمپین دید قوی همراه است.

تا سال 2012 ، بیش از 90 درصد دستگاه های مصرفی این شرکت با مارک Huawei حمل و فروش شد. اگرچه این کار منجر به واکنش برخی از ارائه دهندگان مخابرات شد که از تجارت با Huawei منصرف شدند ، اما این شرکت از ایجاد راندمان نام تجاری خود خودداری کرد.

با فشار سونی ، بلک بری و HTC ، که باعث ایجاد فرصت های جدید در فضای خرده فروشی مصرف کنندگان می شود ، به فشار نام تجاری Huawei نیز کمک شده است. فراتر از چین و ایالات متحده ، مارک های گوشی های هوشمند این شرکت فرصت های بالقوه سودآوری را در هند ، اندونزی ، تایوان و بسیاری از کشورهای آفریقایی پیدا کرده اند.

این فرصت های تازه کشف شده به خوبی با وضعیت Huawei به عنوان یک رقیب سطح ابتدایی در اکثر بازارها ارتباط برقرار کرده و آن را قادر می سازد تا یک استراتژی بازاریابی جهانی را طراحی کند و به جای اینکه با پیچیدگی های سطح بلوغ مختلف در بازارهای مختلف مقابله کند ، طراحی و پیاده سازی کند.

ارتباطات برند Huawei:

سال مهم Huawei در صحنه جهانی در سال 2005 زمانی رخ داد که سفارشات قرارداد بین المللی برای اولین بار از فروش داخلی چینی ها فراتر رفت. Huawei با درک اینکه برای همراهی با صعود در سطح جهانی به تغییر هویت نیاز است ، هویت شرکتی خود را دوباره طراحی کرد تا منعکس کننده اصول مشتری مداری ، نوآوری ، ثبات و هماهنگی باشد. این تصویر جدید برای ایجاد تعادل بین چالش های داخلی Huaweiدر نظر گرفته شده بود – که نشان دهنده انتقال آن از یک برند سنتی ، محلی به یک برند مدرن و بین المللی است.

Huawei به طور رسمی هویت بصری و آرم جدید خود را در 8 مه 2006 منتشر کرد. در پایان سال 2006 ، Huawei جایزه “فروشنده زیرساخت باند پهن سال در آسیا و اقیانوسیه” توسط Frost & Sullivan دریافت کرد و 31 عنوان از 50 اپراتور برتر مخابراتی جهانی را انتخاب کرد شرکای شرکت ، از جمله Vodafone ، BT ، Telefonica ، Telfort ، FT / Orange و China Mobile.

Huawei دیگر یک ستاره در حال ظهور نبود ، اکنون یک رهبر جهانی بود.

Huawei برای تصور مجدد خود به عنوان یک مارک تلفن همراه و نه به سادگی یک شرکت خدمات B2B ، از ابتکار اسمارت فون “امکان پذیر کردن آن” را با استفاده از قصه گویی در مورد محصولات خود به جای تبلیغ ویژگی های محصول در سال 2013 رونمایی کرد. در صنایع فناوری ، تمرکز بر نام تجاری باید کمتر در مورد ادعای برتری ، بیشتر در درک خواسته های مشتری و بهبود زندگی باشد.

مارک ها از طریق قیمت گذاری نیز ارتباط برقرار می کنند. تلفن اندرویدی فوق العاده مقرون به صرفه 80 دلاری Huawei به آن کمک کرده است تا جای خود را در بسیاری از بازارهای چشم پوشی توسط سازندگان برتر تلفن های هوشمند اپل ، سامسونگ ، HTC ، مایکروسافت و بلک بری به دست آورد. در آفریقا ، Huawei ده ها میلیون دستگاه هوشمند را در اختیار جوانان آفریقایی قرار داده و 1 میلیون شرکت کوچک و متوسط ​​آفریقایی (SME)را به صورت آنلاین آورده است.

هسته اصلی استراتژی قیمت گذاری Huawei اطمینان از قیمت های پایین تر از رقبای خود بوده است ، بدون قیمت گذاری بسیار پایین که یا کیفیت را دربر داشته باشد و یا اینکه کیفیت محصولات خود را زیر سوال ببرد ، به نظر می رسد یکی دیگر از ارائه دهندگان ارزان قیمت چینی است. بنابراین ، قیمت هواوی خود تنها 5٪ -15٪ کمتر از رقبای اصلی خود است.

برای مصرف کنندگان در بازارهای بالغ مانند ایالات متحده و اروپا ، Huawei ممکن است مجبور باشد یک استراتژی قیمت گذاری متفاوت را در نظر بگیرد. چه آگاهانه و چه ناآگاهانه ، مشتریان از قیمت گذاری به عنوان شاخص کیفیت و قابلیت اطمینان استفاده می کنند. در این بازارها ، قیمت گذاری برتر یک محصول برتر را استنباط می کند. علاوه بر این ، قیمت گذاری برای Huawei بسیار مهم است تا از برداشت منفی “ساخت چین” به عنوان کم هزینه و بی کیفیت جلوگیری کند.

برای ورود Huawei به عنوان یک ارائه دهنده ارزان قیمت با این اختلاف زیاد ، خطر تقسیم بندی خود به عنوان یک گزینه کم کیفیت را دارد. در سال 2013 ، Huawei اولین فشار رسمی خود را در زمینه بازاریابی در تلفن همراه اعمال کرد.

اما به دلیل سوظن دولت های ایالات متحده مبنی بر اینکه این شرکت به عنوان یک جاسوس از طرف چین فعالیت می کند ،Huawei به طور مداوم رد شد ، در قراردادهای دولتی از مناقصه منع و فروش و بازاریابی آن به شدت محدود شد.

در پایان سه ماهه اول سال 2014 ، این شرکت به طور رسمی و غیررسمی قصد خود را برای پیگیری نکردن ایالات متحده به عنوان بازار اعلام کرد.امروزه؛ رهبریHuawei  همچنان ادامه دارد که ایالات متحده در حال حاضر در اولویت این برند نیست ، اما ممکن است در آینده باشد.

سرمایه گذاری های این شرکت در بازاریابی و ارتباطات در کوتاه مدت نتیجه داده است. در سال 2017 ، این اولین مارک چینی بود که در بین 100 برند برتر (رتبه 70) در مشاوره نام تجاری جهانی رتبه بندی با ارزش ترین مارک های جهان توسط Interbrand قرار گرفت. این به دلیل سرمایه گذاری مداوم در بهبود مدیریت برند ، رویدادهای پر زرق و برق ، روابط عمومی و تحلیل گری بوده است.

Huawei حتی ایده تغییر نام خود را برای سهولت تلفظ برای مصرف کنندگان غربی بازی کرد ، اما سرانجام با نام خود ماندگار شد. به دلیل استراتژی جهانی با هدف افزایش آگاهی و دید تجاری ، کمپین های بازاریابی و تبلیغاتی Huawei ماهیت جهانی دارند (به طور همزمان در 40 بازار و بالاتر راه اندازی می شوند).

Huawei برخی از پیشروترین گروه های بازاریابی و تبلیغات جهانی از جمله WPP / Ogilvy Mather ، Saatchi & Saatchi و چندین آژانس دیجیتال را استخدام می کند. سرمایه گذاری مداوم و سنگین در تبلیغات و ارتباطات اصلی ترین استراتژی برند Huawei بوده است. این همچنان ادامه خواهد یافت که این شرکت سعی در تقویت دید و آگاهی از محصولات خود در سطح جهانی و رقابت (مانند سرمایه گذاری های بازاریابی) با اپل و سامسونگ دارد.

چالش های آینده Huawei :

اگرچه Huaweiدر 30 سال گذشته موفقیت چشمگیری کسب کرده است ، اما چالش های تجاری منحصر به فرد خود را دارد. حضور در بخش دیجیتال و فناوری که هر روز اوضاع با سرعتی بسیار سریع در حال تغییر هستند ، برای Huawei حتی مهمتر از همه این است که نوآوری را سرلوحه بازی خود قرار دهد. در اینجا چند چالش وجود دارد که Huawei در تلاش برای “ساخت یک جهان با اتصال بهتر” با آن روبرو خواهد شد:

ادامه سرعت نوآوری: تاریخ نشان داده است که کنترل انحصار زمانی است. واقعیت های ساختاری در هر صنعت تغییر می کند و ادامه خواهد داشت همانطور که با سقوط BlackBerry از ارتفاعات مسلط نشان داده شده است. بزرگترین اشتباه شرکتهای موفق ، رضایت خاطر است. برای Huawei ، ادامه دادن به جلو با تحقیق و توسعه کافی نیست. نوکیا به عنوان یک داستان هشدار دهنده ، ده برابر بیشتر از اپل در زمینه تحقیق و توسعه بین سالهای 2004 و 2007 هزینه کرده است ، با این وجود نوکیا با نادیده گرفتن تعداد اندکی از مشتریانی که علاقه زیادی به صفحه نمایش های لمسی آینده دارند ، محصولات خود را برای تأمین نیازهای بخش اصلی خود تولید می کند. به همین ترتیب ،Huawei باید به طور مداوم به دنبال تأمین و ایجاد نیازهای آینده مصرف کننده باشد تا نیازهای فعلی آنها.

اگرچه Huawei یک شرکت خصوصی کاملاً کارمندی است ، اما مطمئناً توجه سرمایه گذاران را جلب خواهد کرد که به دنبال رشد چشمگیر آن هستند. تمرکز بازارهای سهام در بازده های سه ماهه ، سیستم مدیریتی را در اکثر شرکت های بزرگ جای داده است که تغییرات چشمگیر را دلسرد می کند زیرا نوآوری های تغییر بازی خطرناک است.  Stock markets در ابتدا پاسخ خوبی به نوآوران مخل نمی دهد.

تصویر مارک در ایالات متحده : تا کنون دشوارترین چالش در استراتژی جهانی Huawei در ایالات متحده است ، جایی که یک کارزار اسمی توسط دولت ایالات متحده وجود دارد. مقامات اطلاعاتی به شرکتهای آمریکایی توصیه کرده اند که به دلیل نفوذ بالقوه دولت چین و نگرانی های امنیتی با Huawei تجارت نکنند. Huawei مدتهاست در جستجوی فرصتی برای گسترش به آمریکای شمالی است که حدود 20 درصد از هزینه های مخابرات جهانی را به خود اختصاص داده است. از زمانی که گزارش سال 2007 زمینه های نظامی مدیر عامل شرکت Ren Zhengfei را برجسته کرد ، Huawei به یک هدف سیاسی تبدیل شده است. قبل از تأسیس Huawei در سال 1987 ، رن مدیر مهندسی ارتش چین بود. Huawei در حال حاضر تجهیزات مخابراتی را به شرکت های مخابراتی عمده اینترنتی می فروشد که به نوبه خود ، داده ها را تقریباً برای هر سازمان دولتی حمل می کنند. کمیته اطلاعاتی ایالات متحده گفت که شرکت های ارتباط از راه دور ایالات متحده باید از تجارت با Huawei به دلیل نفوذ بالقوه دولت چین و تهدیدهای امنیتی جلوگیری کنند.

در پاسخ ، Huawei حمله تهاجمی نسبت به تحلیلگران ، خبرنگاران و سیاستمداران را آغاز کرده است تا سوظن ها را از بین ببرد. Huawei همچنین اعضای هیئت مدیره خود را اعلام کرد. این چالش های B2B تا حدی به این دلیل است که تلفن هوشمند احتمالاً کلید رشد هواوی در آمریکا خواهد بود. Huawei نمی تواند شکست را بپذیرد یا از ایالات متحده کاملاً چشم پوشی کند زیرا حدود 20٪ از هزینه های مخابرات جهانی را شامل می شود. گرچه نیازی به تسلط در بازار ایالات متحده نیست ، اما به عنوان یک مارک تلفن هوشمند باید رشد می کند.

اگر Huaweiبه خوبی از عهده این کار برآید ، می تواند یک نمایش قابل توجه از شهروندی باشد و یک جایگاه تجاری را با نام تجاری دیگر از برندهای فناوری آسیا در ایالات متحده مانند سامسونگ ، لنوو و ال جی به برند برساند. Huawei برای شفافیت باید اطلاعات مالی و شرکتی بیشتری را ارائه دهد.

ادغام و خرید ها: بخش قابل توجهی از جهش Huawei از بازیگر منطقه ای به رهبر جهانی مربوط به استراتژی هوشمندانه مشارکت تجاری در طول توسعه آن است. در سال 2003 ، هواوی با 3Com ، رهبر جهانی راه حل های شبکه در آن زمان ، یک سرمایه گذاری مشترک تاسیس کرد. این سرمایه گذاری H3C نامیده شد – نام تجاری هر دو شرکت. طبق این توافق نامه ، 3Com به راحتی محصولات تحت H3C را می فروشد و برند می کند در حالی که از مزایای شبکه های توزیع Huaweiو دانش محلی بهره می برد. این سرمایه گذاری برای 3Com بسیار سودآور است ، اما احتمالاً برای Huawei در طولانی مدت که حتی پس از سالها آموختن از غول آمریکایی ، سرانجام برای خرید عملیات جهانی خود در سال 2007 نقل مکان کرد ، ارزش بیشتری هم دارد.

متأسفانه ، نهادهای نظارتی دولت آمریكا به دلیل نگرانی ارتش آمریكا برای دسترسی به واحد امنیت سایبری 3Com كه نرم افزارهایی را به ارتش ایالات متحده می فروشد ، وارد عمل شدند. سرانجام ، 3Com در سال 2010 توسط HP خریداری شد.

در سال 2008 ، این شرکت با  Symantecسرمایه گذاری مشترک امضا کرد تا توانایی های آنها را در فن آوری های شبکه ، امنیت و ذخیره سازی افزایش دهد. بیش از 50 درصد از کارمندان Huawei Symantec می توانند با آزمایشگاه هایی در پکن ، شنژن ، هانگژو و هند به فعالیت تحقیق و توسعه بپردازند. سه سال بعد ، Huawei تمام سهام Symantecرا در سرمایه گذاری مشترک به دست آورد. برای شرکتی که فقط در سال 2000 تحقیق و توسعه را در زمینه فناوری امنیتی و ذخیره سازی در سال 2004 آغاز کرده بود ، Huawei اکنون یک نیروگاه جهانی در هر دو زمینه بود. در سال 2010 ، Huawei محصولات و خدمات شرکت های آمریکایی را با ارزش 6.1 میلیارد دلار خریداری کرد. در سال 2012 ، شایعات مبنی بر اینکه گوگل – که موتورولا را خریداری کرده بود – در حال مذاکره برای فروش کل تجارت گوشی های موتورولا به Huawei بود ، شروع به چرخیدن کرد.

برای ادامه افزودن تخصص ، Huawei با چالشی روبرو خواهد شد تا از نوع ادغام یا ادغام پیش بینی شده در مورد کارآیی هزینه و صرفه اقتصادی مقیاس جلوگیری کند. معنی دارترین ادغام ها و خریدها برای ایجاد برند ، مواردی است که واقعاً به مزیت رقابتی یک شرکت می افزایند ، نه فقط نتیجه نهایی آن.

رهبری جهانی برند گرا: شرکت های آسیایی که امتیاز خود را در برابر بازیکنان غربی قرار می دهند یک وجه مشترک دارند – تعهد قوی به مارک تجاری توسط اتاق های هیئت مدیره و مدیران ارشد آنها. Huawei برای موفقیت در ساخت یک برند جهانی قوی ، باید بیشتر از متخصصان سنتی در امور مالی و عملیاتی ، پرسنل بازاریابی محور را به سمت مدیرعامل تغییر دهد. Huawei همچنین بدون توجه به ملیت و سابقه به مدیران بیشتری با دید جهانی نیاز دارد. مدیر عامل شرکت Ren Zhengfei اعتراف کرد که “زمان نشان خواهد داد که آیا سیستم چرخشی مدیرعامل حرکت درستی است یا خیر.”

این شرکت تلاش آگاهانه ای را برای ایجاد تجربه بین المللی و متنوع تر در رده های مدیریتی خود ، نه تنها در سطح هیئت مدیره بلکه در چندین نقش ارشد و میانی مدیریت ، آغاز کرده است. همچنین برای ایجاد تنوع در تیم مدیریت ارشد خود ، مدیران برجسته غربی را نیز استخدام کرده است. این استراتژی باید به شکلی جامع دنبال و اجرا شود تا تفکر و تجربه متنوع ، جهانی در ساختار سازمان نفوذ کند. یک تیم مدیریت ارشد جهانی واقعاً برای موفقیت Huawei در بازارهای خارجی ضروری است.

نتیجه گیری: Huawei از پتانسیل رشد جهانی استفاده نشده زیادی برخوردار است.

پنج سال پیش ، ممکن است مصرف کنندگان نام تجاری Huawei را نشنیده باشند. امروزه ، این سومین تولید کننده تلفن های هوشمند از نظر سهم بازار است.در واقع ، رشد آن چشمگیر و خارق العاده بوده است. از سال 2012 تا 2016 ، Huawei بیش از دو برابر درآمد فروش سالانه خود را به 75 میلیارد دلار رسانده است که بیش از نیمی از آن از خارج از چین است. برخی از عوامل اصلی موفقیت آن عبارتند از: تعهد تزلزل ناپذیر در سرمایه گذاری و هزینه تحقیق و توسعه ، تبلیغات تجاری و شرکتهای تجاری جذاب و استراتژی موثر قیمت گذاری با هدف قرار دادن بخش مناسب مصرف کننده. اینها همه اقدامات ارزشمندی برای مارکهایی است که می خواهند در صحنه جهانی برتر باشند.

با این حال ، Huaweiهنوز حضور نسبتاً ضعیفی در بازارهای جنوب آسیا ، هند و آمریکای شمالی دارد که این امر توانایی آن را برای دستیابی به جایگاه دوم پایدار در پشت سامسونگ محدود می کند. هیئت مدیره و مدیریت بازرگانی Huawei باید از نزدیک به کل استراتژی تجارت جهانی این شرکت نگاهی بیندازند و مراحل مهم بعدی Huawei را تعیین کنند. اگر هواوی آرزو دارد که در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات جهانی به رهبر جهان تبدیل شود ، به تصمیماتی جسورانه و متفاوت نیاز دارد.

دسته‌بندی نشدهدنیای موبایل

Huaweiبرند هوآویبهترین های هوآویتاریخچه هوآویتجارت هوآوی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Cresta Help Chat
Send via WhatsApp